صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

92

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

آزمند نقض عهد و شيفتهء « * » فسخ عهد . » در اين ميان مبشرى آمد كه سلطان را فرزندى رسيده است و اختران گواه آنكه زود است كه او پست و بلند زمين را مالك شود ، و راى سلطان بر آن قرار گرفت كه به فرخندگى نامش محمد الب ارسلان نهد ، كه او همان سلطان محمد است . « 1 » پس از چندى فرستادهء خاقان بيامد ، با عمودى وزنش پنجاه من و تيغى وزنش ده من ، و گفت : « سلطان ، خاقان به تو مىگويد : ما را نه جنگ ، كه بازى است بدين تيغ و عمود ؛ تيغى كه جوشن شكاف است و عمودى كه آهنين‌زره و مويين‌گره از بهرش فرق نكند » . سلطان زمانى خاموش ماند و سپس بفرمود تا سران لشكر بيايند ، و خود بر اسب برنشست و به صحرا رفت و عمودى برگرفت و هفت‌بار گرد سر چرخاند و آن را هشتاد گام بينداخت . آنگاه تيغ برداشت و بر گردن ناقه‌اى زد و بندش از بند بردريد ، و كمانى برگرفت و بدان تيرى افكند و فرستاده را گفت : « به خاقان بگو : تو را عمود و ما را گرز ؛ تو را تيغ و ما را كمان » . آنگاه آن كمان به دست فرستاده‌اش روانه كرد و با او نوشتكين معمرى را همراه نمود . وقتى معمرى به بيرون شهر سمرقند رسيد ، اسبى چموش و مجنون از آن خاقان به سويش آمد ، اسبى كه كس بر آن ننشسته مگر آنكه به هلاك آمده بود ، اما معمرى بر آن برنشست و به زمينش چسباند و سالم به سراى خاقانش رساند و پيغام گزارد . سپس كمان پيش روى خاقان نهاد اما خاقان به زه‌كردنش نتوانست ، تا چه رسد كه بدان تير افكند ، و شرمى او را گرفت بسان شرم مردان عنيّن ، كه از زنان زيباروى . آنگاه برادرش « 2 » را به ترمذ فرستاد تا بدان دژ پناه گيرد . سلطان هم در محرم سال چهارصد و شصت و هفت به همراه وزير نظام الملك به ترمذ رفت . « 3 » فروپايه سپاهيان ، خندق را پر كردند و بر سر دژ منجنيق‌ها نهادند . اهل قلعت زينهار خواستند ، و سلطان نيز بديشان زينهار داد ، اما چو آتش جنگ فرونشست ، دو غلام را بر سر تيرى چند اختلاف افتاد و بدينسان دگرباره كار جنگ بالا گرفت و سترگيش نمايان شد . دژنشينان به اسارت آمدند و با پاىبند به هم بسته شدند . پس از يكچند ، سلطان از ايشان درگذشت و آزادشان كرد و دژ نيز به زير فرمان سلطان اعظم ملكشاه درآمد . سلطان به برادر خاقان خلعت داد و به

--> ( * ) . در اينجا در متن مصحّح دكتر نور الدين « لعجوا » آمده كه نادرست است ؛ در نسخهء خطى « لهجوا » آمده است - مترجم فارسى . ( 1 ) . محمد بن ملكشاه در 18 شعبان سال 474 ه زاده شد ( سال 1082 م ) . ( 2 ) . برادر خاقان ، بوغاتكين هيدر ( درگذشته به سال 1081 م ؟ ) نام داشت . نك . به : سبط ابن جوزى 172 . ( 3 ) . در ابن اثير ( 10 / 32 ) اين نبرد در سال 466 ه و در ماه صفر رخ مىدهد . ملكشاه پيش از آن از جانب خليفه القائم بأمر اللّه سلطنت يافته بود . نك . به : ابن اثير 10 / 31 .